پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶

هر دلی کو به عشق مایل نیست

حجرهٔ دیو خوان که آن دل نیست

زاغ گو، بی‌خبر بمیر از عشق

که ز گل عندلیب غافل نیست

دل بی‌عشق چشم بی‌نور است

خود بدین حاجت دلایل نیست

بیدلان را جز آستانهٔ عشق

در ره کوی دوست منزل نیست

هر که مجنون نشد درین سودا

ای عراقی، بگو که: عاقل نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸عشق سیمرغ است، کو را دام نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۹دل، که دائم عشق می‌ورزید، رفت
  3. غزل شمارهٔ ۴۰آه، به یک‌بارگی یار کم ما گرفت!
  4. غزل شمارهٔ ۴۱باز هجر یار دامانم گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۴۲مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
  6. غزل شمارهٔ ۴۳کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۴هر که را جام می به دست افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵باز دل از در تو دور افتاد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.