پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

در کوی خرابات، کسی را که نیاز است

هشیاری و مستیش همه عین نماز است

آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز

آنچ از تو پذیرند در آن کوی نیاز است

اسرار خرابات به جز مست نداند

هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟

تا مستی رندان خرابات بدیدم

دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است

خواهی که درون حرم عشق خرامی؟

در میکده بنشین که ره کعبه دراز است

هان! تا ننهی پای درین راه ببازی

زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است

از میکده‌ها نالهٔ دلسوز برآمد

در زمزمهٔ عشق ندانم که چه ساز است؟

در زلف بتان تا چه فریب است؟که پیوست

محمود پریشان سر زلف ایاز است

زان شعله که از روی بتان حسن تو افروخت

جان همه مشتاقان در سوز و گداز است

چون بر در میخانه مرا بار ندادند

رفتم به در صومعه، دیدم که فراز است

آواز ز میخانه برآمد که: عراقی

در باز تو خود را که در میکده باز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹در سرم عشق تو سودایی خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
  3. غزل شمارهٔ ۳۱شاد کن جان من، که غمگین است
  4. غزل شمارهٔ ۳۲مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۳کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۵جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶هر دلی کو به عشق مایل نیست
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.