پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات

فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات

از خانقاه رفته، در میکده نشسته

صد سجده کرده هر دم در پیش عزی و لات

در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین

افتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات

نی همدمی که با او یک دم دمی برآرد

نی محرمی که یابد با وی دمی مراعات

نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی

نی کرده پایمردی با او دمی مدارات

دردش ندید درمان، زخمش نجست مرهم

در ساخته به ناکام با درد بی‌مداوات

خوش بود روزگاری بر بوی وصل یاری

هم خوشدلیش رفته، هم روزگار، هیهات!

با این همه، عراقی، امیدوار می‌باش

باشد که به شود حال، گردنده است حالات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
  2. غزل شمارهٔ ۱۲عراقی بار دیگر توبه بشکست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳ساقی قدحی شراب در دست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
  5. غزل شمارهٔ ۱۵دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶شوری ز شرابخانه برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷از میکده تا چه شور برخاست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۸باز مرا در غمت واقعه جانی است
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.