پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲

عراقی بار دیگر توبه بشکست

ز جام عشق شد شیدا و سرمست

پریشان سر زلف بتان شد

خراب چشم خوبان است پیوست

چه خوش باشد خرابی در خرابات

گرفته زلف یار و رفته از دست

ز سودای پریرویان عجب نیست

اگر دیوانه‌ای زنجیر بگسست

به گرد زلف مهرویان همی گشت

چو ماهی ناگهان افتاد در شست

به پیران سر، دل و دین داد بر باد

ز خود فارغ شد و از جمله وارست

سحرگه از سر سجاده برخاست

به بوی جرعه‌ای زنار بربست

ز بند نام و ننگ آنگه شد آزاد

که دل را در سر زلف بتان بست

بیفشاند آستین بر هردو عالم

قلندروار در میخانه بنشست

لب ساقی صلای بوسه در داد

عراقی توبهٔ سی‌ساله بشکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
  2. غزل شمارهٔ ۱۵دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶شوری ز شرابخانه برخاست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷از میکده تا چه شور برخاست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۸باز مرا در غمت واقعه جانی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۲۰ناگه از میکده فغان برخاست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱مهر مهر دلبری بر جان ماست
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.