پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳

ساقی قدحی شراب در دست

آمد ز شراب خانه سرمست

آن توبهٔ نادرست ما را

همچون سر زلف خویش بشکست

از مجلسیان خروش برخاست

کان فتنهٔ روزگار بنشست

ماییم کنون و نیم جانی

و آن نیز نهاده بر کف دست

آن دل، که ازو خبر نداریم

هم در سر زلف اوست گر هست

دیوانهٔ روی اوست دایم

آشفتهٔ موی اوست پیوست

در سایهٔ زلف او بیاسود

وز نیک و بد زمانه وارست

چون دید شعاع روی خوبش

در حال ز سایه رخت بربست

در سایه مجو دل عراقی

کان ذره به آفتاب پیوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶شوری ز شرابخانه برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷از میکده تا چه شور برخاست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۸باز مرا در غمت واقعه جانی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
  6. غزل شمارهٔ ۲۰ناگه از میکده فغان برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱مهر مهر دلبری بر جان ماست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲چنین که حال من زار در خرابات است
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.