پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟

در دست بحر نوشان ساغر چه کار دارد؟

در راه عشقبازان زین حرف‌ها چه خیزد؟

در مجلس خموشان منبر چه کار دارد؟

جایی که عاشقان را درس حیات باشد

ایبک چه وزن آرد؟ سنجر چه کار دارد؟

جایی که این عزیزان جام شراب نوشند

آب زلال چبود؟ کوثر چه کار دارد؟

وآنجا که بحر معنی موج بقا برآرد

بر کشتی دلیران لنگر چه کار دارد؟

در راه پاکبازان این حرف‌ها چه خیزد؟

بر فرق سرفرازان افسر چه کار دارد؟

آن دم که آن دم آمد، دم در نگنجد آنجا

جایی که ره برآید، رهبر چه کار دارد؟

دایم، تو ای عراقی، می‌گوی این حکایت:

با بوی مشک معنی، عنبر چه کار دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۳خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴بیا، کاین دل سر هجران ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۵دل، دولت خرمی ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۶راحت سر مردمی ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۷نگارا، بی‌تو برگ جان که دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.