پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷

نگارا، بی‌تو برگ جان که دارد؟

دل شاد و لب خندان که دارد؟

به امید وصالت می‌دهم جان

وگرنه طاقت هجران که دارد؟

غم ار ندهد جگر بر خوان وصلت

دل درویش را مهمان که دارد؟

نیاید جز خیالت در دل من

بجز یوسف سر زندان که دارد؟

مرا با تو خوش آید خلد، ورنه

غم حور و سر رضوان که دارد؟

همه کس می کند دعوی عشقت

ولی با درد بی درمان که دارد ؟

غمت هر لحظه جانی خواهد از من

چه انصاف است؟ چندین جان که دارد؟

مرا گویند: فردا روز وصل است

وگرنه طاقت هجران که دارد؟

نشان عشق می‌جویی، عراقی

ببین تا چشم خون افشان که دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
  2. غزل شمارهٔ ۷۰بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذرد
  3. غزل شمارهٔ ۷۱بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد
  4. غزل شمارهٔ ۷۲پشت بر روزگار باید کرد
  5. غزل شمارهٔ ۷۳یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
  6. غزل شمارهٔ ۷۴می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
  7. غزل شمارهٔ ۷۵روی ننمود یار چتوان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۷۶روی ننمود یار چتوان کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.