پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

پشت بر روزگار باید کرد

روی در روی یار باید کرد

چون ز رخسار پرده برگیرد

در دمش جان نثار باید کرد

پیش شمع رخش چو پروانه

سوختن اختیار باید کرد

از پی یک نظاره بر در او

سال‌ها انتظار باید کرد

تا کند یار روی در رویت

دلت آیینه‌وار باید کرد

تات در بوته‌زار بگدازد

قلب خود را عیار باید کرد

تا نهد بر سرت عزیزی پای

خویش، چون خاک خوار باید کرد

ور تو خود را ز خاک به دانی

خود تو را سنگسار باید کرد

تا دهی بوسه بر کف پایش

خویشتن را غبار باید کرد

دشمنی کت ز دوست وا دارد

زودت از وی فرار باید کرد

ور ز چشمت نهان بود دشمن

پس دو چشمت چهار باید کرد

دشمن خود تویی، چو در نگری

با خودت کارزار باید کرد

چون عراقی ز دست خود فریاد

هر دمت صدهزار باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۷۵روی ننمود یار چتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۷۶روی ننمود یار چتوان کرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۷۷من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
  5. غزل شمارهٔ ۷۸از در یار گذر نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۷۹بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۸۰بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
  8. غزل شمارهٔ ۸۱چنین که غمزهٔ تو خون خلق می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.