پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد

مدار منتظرم، روزگار می‌گذرد

بیا، که جان من از آرزوی دیدارت

به لب رسید و غم دل فگار می‌گذرد

بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس

که از جهان ز غمت زار زار می‌گذرد

بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کرم

که ناامید ز درگاه یار می‌گذرد

چه باشد ار بگذاری که بگذرم ز درت؟

که بر درت ز سگان صد هزار می‌گذرد

مکش کمان جفا بر دلم، که تیر غمت

خود از نشانهٔ جان بی‌شمار می‌گذرد

من ار چه دورم از درگهت، دلم هر دم

بر آستان درت چندبار می‌گذرد

ز دل که می‌گذرد بر درت بپرس آخر

که آن شکسته بر این در چه کار می‌گذرد

مکش چو دشمنم، ای دوست ز انتظار، بیا

که این نفس ز جهان دوستدار می‌گذرد

به انتظار مکش بیش از این عراقی را

که عمر او همه در انتظار می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۷۴می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۷۵روی ننمود یار چتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۷۶روی ننمود یار چتوان کرد؟
  5. غزل شمارهٔ ۷۷من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۷۸از در یار گذر نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۷۹بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۸۰بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.