پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟

نگوید: چون شد آخر آن دل بیمار چتوان کرد؟

تنم از رنج بگدازد، دلم از غم به جان آرد

چنین است، ای مسلمانان مرا غمخوار چتوان کرد؟

ز داروخانهٔ لطفش چو دارو جان نمی‌یابد

بسازم با غم دردش بنالم زار چتوان کرد؟

دلا، بر من همین باشد که جان در راه او بازم

اگر آن ماه ننماید مرا رخسار چتوان کرد؟

چو از خوان وصال او ندارم جز جگر قوتی

بخایم هم از بن دندان جگر ناچار چتوان کرد؟

سحرگاهان به کوی او بسی رفتم به بوی او

بسی گفتم: قبولم کن، نکرد آن یار چتوان کرد؟

چنان نالیدم از شوقش که شد بیدار همسایه

ز خواب این دیدهٔ بختم نشد بیدار چتوان کرد؟

مرا چون نیست از عشقش به جز تیمار و غم روزی

ضرورت می‌خورم هر دم غم و تیمار چتوان کرد؟

عراقی نیک می‌خواهد که فخر عالمی باشد

ولیکن یار می‌خواهد که باشد عار چتوان کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۸۰بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
  3. غزل شمارهٔ ۸۱چنین که غمزهٔ تو خون خلق می‌ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۸۲اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۸۳آن را که چو تو نگار باشد
  6. غزل شمارهٔ ۸۴تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشد
  7. غزل شمارهٔ ۸۵دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
  8. غزل شمارهٔ ۸۶من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.