پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد

وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

امروز چنان مستم از بادهٔ دوشینه

تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد

تا هست ز نیک و بد در کیسهٔ من نقدی

در کوی جوانمردان عیّار نخواهم شد

آن رفت که می‌رفتم در صومعه هر باری

جز بر در میخانه این بار نخواهم شد

از توبه و قرایی بیزار شدم، لیکن

از رندی و قلاشی بیزار نخواهم شد

از دوست به هر خشمی آزرده نخواهم گشت

وز یار به هر زخمی افگار نخواهم شد

چون یار من او باشد، بی‌یار نخواهم ماند

چون غمخورم او باشد غم‌خوار نخواهم شد

تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم

تا غمخورم او باشد غمخوار نخواهم شد

چون ساختهٔ دردم در حلقه نیارامم

چون سوختهٔ عشقم در نار نخواهم شد

تا هست عراقی را در درگه او باری

بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸ناگه بت من مست به بازار برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۸۹ناگه بت من مست به بازار برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۹۰غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
  4. غزل شمارهٔ ۹۱بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
  5. غزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  6. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  7. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
  8. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.