پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰

غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد

خوشی درو بنگر، کز ره دراز آمد

به لطف، کار دل مستمند خسته بساز

که خستگان را لطف تو در کار، ساز آمد

چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟

که با خیال رخت دم به دم به راز آمد

چه کرده‌ام که ز درگاه وصل جان افزا

نصیب خسته دلم هجر جانگداز آمد؟

بر آستان درت صدهزار دل دیدم

مگر که خاک سر کوت دلنواز آمد؟

غبار خاک درت بر سر کسی که نشست

ز سروران جهان گشت و سرفراز آمد

به هر طرف که شدم تا که شاد بنشینم

غم تو پیش دل من دو اسبه باز آمد

به روی خرم تو شادمان نشد افسوس!

دل عراقی از آن دم که عشقباز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  2. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  3. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
  4. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
  5. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  7. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
  8. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.