پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷

ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند

می‌نوش، که از می گره کار گشادند

در خود منگر، نرگس مخمور بتان بین

در کعبه مرو، چون در خمار گشادند

از خود بدرآ، در رخ خوبان نظری کن

در خان منشین چون در گلزار گشادند

بنگر که: دو صد مهر به یک ذره نمودند

از یک سر مویی که ز رخسار گشادند

تا باز گشادند سر زلف ز رخسار

از روی جهان زلف شب تار گشادند

تا مهر گیاهی ز گل تیره برآید

بر روی زمین چشمهٔ انوار گشادند

تا لاله رخی در چمن آید به تماشا

از چهرهٔ گل پردهٔ زنگار گشادند

از پرتو مل پردهٔ خورشید دریدند

وز خندهٔ گل مبسم اشجار گشادند

تا کرد نسیم سحر آفاق معطر

در هر چمنی طبلهٔ عطار گشادند

مانا که صبا کرد پریشان سر زلفین

کز بوی خوشش نافهٔ تاتار گشادند

در گوش دلم گفت صبا دوش: عراقی

در بند در خود، که در یار گشادند

چشم سر اغیار ببستند ز غیرت

آنگاه در مخزن اسرار گشادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵هرکه در بند زلف یار بود
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.