پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

اگر شکسته دلانت هزار جان دارند

به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند

شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش

چه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند

کسان که وصل تو یک دم به نقد یافته‌اند

از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند

چو بگذری به تعجب تو ماهروی به راه

چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند

خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت

که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند

مجاهدان رهت تا عنایت تو بود

چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟

ز آب دیده و تاب دل است غمازی

وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند

غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش

چه تندرستان خود را ناتوان دارند؟

اگر کسی به شکایت بود ز دلبر خویش

ز تو عراقی و دل شکر بی‌کران دارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵هرکه در بند زلف یار بود
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸وه! که کارم ز دست می‌برود
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹اندرین ره هر که او یکتا شود
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.