پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸

نخستین باده کاندر جام کردند

ز چشم مست ساقی وام کردند

چو باخود یافتند اهل طرب را

شراب بیخودی در جام کردند

لب میگون جانان جام در داد

شراب عاشقانش نام کردند

ز بهر صید دل‌های جهانی

کمند زلف خوبان دام کردند

به گیتی هر کجا درد دلی بود

به هم کردند و عشقش نام کردند

سر زلف بتان آرام نگرفت

ز بس دل‌ها که بی‌آرام کردند

چو گوی حسن در میدان فکندند

به یک جولان دو عالم رام کردند

ز بهر نقل مستان از لب و چشم

مهیا پسته و بادام کردند

از آن لب، در خور صد آفرین است

نصیب بی‌دلان دشنام کردند

به مجلس نیک و بد را جای دادند

به جامی کار خاص و عام کردند

به غمزه صد سخن با جان بگفتند

به دل ز ابرو دو صد پیغام کردند

جمال خویشتن را جلوه دادند

به یک جلوه دو عالم رام کردند

دلی را تا به دست آرند، هر دم

سر زلفین خود را دام کردند

نهان با محرمی رازی بگفتند

جهانی را از آن اعلام کردند

چو خود کردند راز خویشتن فاش

عراقی را چرا بدنام کردند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵هرکه در بند زلف یار بود
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.