پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳

آشکارا نهان کنم تا چند؟

دوست می‌دارمت به بانگ بلند

دلم از جان نخست دست بشست

بعد از آن دیده بر رخت افکند

عاشقان تو نیک معذورند

زانکه نبود کسی تو را مانند

دیده‌ای کو رخ تو دیده بود

خواه راحت رسان و خواه گزند

ای ملامت کنان مرا در عشق

گوش من نشنود ازین سان پند

گرچه من دور مانده‌ام ز برت

با خیال تو کرده‌ام پیوند

آن چنان در دلی که پنداری

ناظرم در تو دایم، ای دلبند

تو کجایی و ما کجا هیهات!

ای عراقی، خیال خیره مبند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
  2. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  3. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  4. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
  5. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.