پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴

آن را که غمت ز در براند

بختش همه دربدر دواند

وآن را که عنایت تو ره داد

جز بر در تو رهی نداند

وآن را که قبول عشقت افتاد

جان را بدهد، غمت ستاند

عاشق که گذر کند به کویت

جان پیش سگ درت فشاند

با وصل بگو که: عاشقان را

از دست فراق وارهاند

بیچاره دلم که کشتهٔ توست

دور از رخ تو نمی‌تواند

بویی به نسیم کوی خود ده

تا صبحدمی به دل رساند

کین مرده به بوت زنده گردد

وز عشق رخت کفن دراند

مگذار که خسته دل عراقی

بی‌عشق تو عمر بگذراند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  2. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  3. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
  4. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.