پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵

این درد مرا دوا که داند؟

وین نامهٔ اندهم که خواند؟

جز لطف توام که دست گیرد؟

جز رحمت تو که‌ام رهاند؟

بنمای رخت به دردمندی

تا بر سر کوت جان فشاند

آیا بود آنکه بی‌دلی را

لطف تو به کام دل رساند؟

افتادم بر در قبولت

امید که از درم نراند

کار دل من عنایت تو

گر بهتر ازین کند، تواند

مهری ز قبول بر دلم نه

کین قلب کسی نمی‌ستاند

چون حلقه برین دری، عراقی

می‌باش و مگرد، بو که داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  2. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
  3. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.