پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱

بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد

بیا، که بی‌تو همه سود من زیان آمد

بیا، که بهر تو جان از جهان کرانه گرفت

بیا، که بی‌تو دلم جمله در میان آمد

بیا، که خانهٔ دل گرچه تنگ و تاریک است

دمی برای دل ما درون توان آمد

بیا، که غیر تو در چشم من نیامد هیچ

جز آب دیده که بر چشم من روان آمد

نگر هر آنچه که بر هیچکس نیامده بود

برین شکسته دلم از غم تو آن آمد

دل شکسته‌ام آن لحظه دل ز جان برداشت

که رسم جور و جفای تو در جهان آمد

ز جور یار چه نالم؟ که طالع دل من

چنان که بخت عراقی است همچنان آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  2. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
  3. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
  4. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  5. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  6. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
  7. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.