پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹

ناگه بت من مست به بازار برآمد

شور از سر بازار به یکبار برآمد

مانا به کرشمه سوی او باز نظر کرد

کین شور و شغب از سر بازار برآمد

با اهل خرابات ندانم چه سخن گفت؟

کاشوب و غریو از در خمار برآمد

در صومعه ناگاه رخش پرده برانداخت

فریاد و فغان از دل ابرار برآمد

آورد چو در کار لب و غمزه و رخسار

جان و دل و چشم همه از کار برآمد

تا جز رخ او هیچ کسی هیچ نبیند

در جمله صور آن بت عیار برآمد

هر بار به رنگی بت من روی نمودی

آن بار به رنگ همه اطوار برآمد

و آن شیفته کز زلف و قدش دار و رسن یافت

بگرفت رسن، خوش به سر دار برآمد

فی‌الجمله برآورد سر از جیب بزودی

هر دم به لباسی دگر آن یار برآمد

و آن سوخته کاتش همه تاب رخ او دید

زو دعوی «النار ولاالعار» برآمد

المنةلله که پس از منت بسیار

مقصود و مرادم ز لب یار برآمد

دور از لب و دندان عراقی همه کامم

زان دو لب شیرین شکر بار برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
  2. غزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  3. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  4. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
  5. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  7. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  8. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.