پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

ناگه بت من مست به بازار برآمد

شور از سر بازار به یکبار برآمد

بس دل که به کوی غم او شاد فروشد

بس جان که ز عشق رخ او زار برآمد

در صومعه و بتکده عشقش گذری کرد

مؤمن ز دل و گبر، ز زنار برآمد

در کوی خرابات جمالش نظر افگند

شور و شغبی از در خمار برآمد

در وقت مناجات خیال رخش افروخت

فریاد و فغان از دل ابرار برآمد

یک جرعه ز جام لب او می‌زده‌ای یافت

سرمست و خرامان به سر دار برآمد

در سوخته‌ای آتش شمع رخش افتاد

از سوز دلش شعلهٔ انوار برآمد

باد در او بر سر آتش گذری کرد

از آتش سوزان گل بی خار برآمد

ناگاه ز رخسار شبی پرده برانداخت

صد مهر ز هر سو به شب تار برآمد

باد سحر از خاک درش کرد حکایت

صد نالهٔ زار از دل بیمار برآمد

کی بو که فروشد لب او بوسه به جانی؟

کز بوک و مگر جان خریدار برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
  2. غزل شمارهٔ ۹۱بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
  3. غزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  4. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  5. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
  6. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
  7. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  8. غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.