پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد

به غمزه خون دل ریزد به ابرو کار جان سازد

چو در دام سر زلفش همه عالم گرفتار است

چرا مژگان کند ناوک چرا ابرو کمان سازد؟

خرابی ها کند چشمش که نتوان کرد در عالم

چه شاید گفت با مستی که خود را ناتوان سازد؟

دل و جان همه عالم فدای لعل نوشینش

که چون جام طرب نوشد دو عالم جرعه‌دان سازد

غلام آن نگارینم که از رخ مجلس افروزد

لب او از شکر خنده شراب عاشقان سازد

بتی کز حسن در عالم نمی‌گنجد عجب دارم

که دایم در دل تنگم چگونه خان و مان سازد؟

عراقی، بگذر از غوغا، دلی فارغ به دست آور

که سیمرغ وصال او در آنجا آشیان سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۸۳آن را که چو تو نگار باشد
  3. غزل شمارهٔ ۸۴تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشد
  4. غزل شمارهٔ ۸۵دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
  5. غزل شمارهٔ ۸۶من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
  6. غزل شمارهٔ ۸۷گر نظر کردم به روی ماه‌رخساری چه شد؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۸ناگه بت من مست به بازار برآمد
  8. غزل شمارهٔ ۸۹ناگه بت من مست به بازار برآمد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.