پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹

تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد

بسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند

خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد

آیی و بگذری ز من و باز ننگری

ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد

هر کس رسید از تو به مقصود و این گدا

محروم از عطای تو، این نیز بگذرد

ای دوست، تو مرا همه دشنام می‌دهی

من می‌کنم، دعای تو، این نیز بگذرد

آیم به درگهت، نگذاری که بگذرم

پیرامن سرای تو، این نیز بگذرد

آمد دلم به کوی تو، نومید بازگشت

نشنید مرحبای تو، این نیز بگذرد

بگذشت آنکه دوست همی داشتی مرا

دیگر شده است رای تو، این نیز بگذرد

تا کی کشد عراقی مسکین جفای تو؟

بگذشت چون جفای تو، این نیز بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۷۲پشت بر روزگار باید کرد
  3. غزل شمارهٔ ۷۳یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
  4. غزل شمارهٔ ۷۴می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
  5. غزل شمارهٔ ۷۵روی ننمود یار چتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۷۶روی ننمود یار چتوان کرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۷من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۷۸از در یار گذر نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.