پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷

عشق شوقی در نهاد ما نهاد

جان ما را در کف غوغا نهاد

داستان دلبران آغاز کرد

آرزویی در دل شیدا نهاد

قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت

آتشی در پیر و در برنا نهاد

رمزی از اسرار باده کشف کرد

راز مستان جمله بر صحرا نهاد

عقل مجنون در کف لیلی سپرد

جان وامق در لب عذرا نهاد

بهر آشوب دل سوداییان

خاک فتنه بر رخ زیبا نهاد

از پی برگ و نوای بلبلان

رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد

فتنه‌ای انگیخت شوری درفکند

در سرا و شهر ما چون پا نهاد

جای خالی یافت از غوغا و شور

شور و غوغا کرد و رخت آنجا نهاد

نام و ننگ ما همه بر باد داد

نام ما دیوانه و رسوا نهاد

چون عراقی را، درین ره، خام یافت

جان ما بر آتش سودا نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹بی‌رخت جان در میان نتوان نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۵۰هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
  3. غزل شمارهٔ ۵۱بنمای به من رویت، یارات نمی‌افتد
  4. غزل شمارهٔ ۵۲با شمع روی خوبان پروانه‌ای چه سنجد؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۳با عشق عقل‌فرسا دیوانه‌ای چه سنجد؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۴با عشق قرار در نگنجد
  7. غزل شمارهٔ ۵۵با عشق تو ناز در نگنجد
  8. غزل شمارهٔ ۵۶جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.