پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵

با عشق تو ناز در نگنجد

جز درد و نیاز در نگنجد

با درد تو درد در نیاید

با سوز تو ساز در نگنجد

بیچاره کسی که از در تو

دور افتد و باز در نگنجد

با داغ غمت درون سینه

جز سوز و گداز در نگنجد

با عشق حقیقیت به هر حال

سودای مجاز در نگنجد

در میکده با حریف قلاش

تسبیح و نماز در نگنجد

در جلوه‌گه جمال حسنت

خوبی ایاز در نگنجد

با یاد لب تو در خیالم

اندیشهٔ گاز در نگنجد

آنجا که رود حدیث وصلت

یک محرم راز در نگنجد

وآندم که حدیث زلفت افتد

جز شرح دراز در نگنجد

چه ناز کنی عراقی اینجا؟

جان باز، که ناز در نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجد
  2. غزل شمارهٔ ۵۸امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجد
  3. غزل شمارهٔ ۵۹در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۰با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۲با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۳خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۴بیا، کاین دل سر هجران ندارد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.