پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

با عشق قرار در نگنجد

جز نالهٔ زار در نگنجد

با درد تو دردسر نباشد

با باده خمار در نگنجد

من با تو سزد که در نگنجم

با دیده غبار در نگنجد

در دل نکنی مقام یعنی

با قلب عیار در نگنجد

در دیده خیال تو نیاید

با آب نگار در نگنجد

بوسی ندهی به طنز و گویی:

با بوسه کنار در نگنجد

با چشم تو شاید ار ببینم

با جام خمار در نگنجد

آنجا که منم تو هم نگنجی

با لیل نهار در نگنجد

شد عار همه جهان عراقی

با فخر تو عار در نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
  2. غزل شمارهٔ ۵۷امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجد
  3. غزل شمارهٔ ۵۸امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجد
  4. غزل شمارهٔ ۵۹در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۰با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۱با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۳خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.