پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

سر به سر از لطف جانی ساقیا

خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا

میل جان‌ها جمله سوی روی توست

رو، که شیرین دلستانی ساقیا

زان به چشم من درآیی هر زمان

کز صفا آب روانی ساقیا

از می عشق ار چه سرمستی، مکن

با حریفان سرگرانی ساقیا

وعده‌ای می‌ده، اگر چه کج بود

کز بهانه در گمانی ساقیا

بر لب خود بوسه ده، آنگه ببین

ذوق آب زندگانی ساقیا

از لطافت در نیابد کس تو را

زان یقینم شد که جانی ساقیا

گوش جان‌ها پر گهر شد، زانکه تو

از سخن در می‌چکانی ساقیا

در دل و چشمم ز حسن و لطف خویش

آشکارا و نهانی ساقیا

نیست در عالم عراقی را دمی

بر لب تو کامرانی ساقیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
  2. غزل شمارهٔ ۹دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
  3. غزل شمارهٔ ۱۰به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۱چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۲عراقی بار دیگر توبه بشکست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳ساقی قدحی شراب در دست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
  8. غزل شمارهٔ ۱۵دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.