پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

ندیدم در جهان کامی دریغا

بماندم بی‌سرانجامی دریغا

گوارنده نشد از خوان گیتی

مرا جز غصه‌آشامی دریغا

نشد از بزم وصل خوبرویان

نصیب بخت من جامی دریغا

مرا دور از رخ دلدار دردی است

که آن را نیست آرامی دریغا

فرو شد روز عمر و بر نیامد

از آن شیرین لبش کامی دریغا

درین امید عمرم رفت کاخر:

کند یادم به پیغامی دریغا

چو وادیدم عراقی نزد آن دوست

نمی‌ارزد به دشنامی دریغا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
  2. غزل شمارهٔ ۸مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
  3. غزل شمارهٔ ۹دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
  4. غزل شمارهٔ ۱۰به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۱چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
  6. غزل شمارهٔ ۱۲عراقی بار دیگر توبه بشکست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳ساقی قدحی شراب در دست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.