پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا

تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما

باد می‌پیمایم و بر باد عمری می‌دهم

ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟

چون ندارم همدمی، با باد می‌گویم سخن

چون نیابم مرهمی، از باد می‌جویم شفا

آتش دل چون نمی‌گردد به آب دیده کم

می‌دمم بادی بر آتش، تا بَتَر سوزد مرا

تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم

وا رَهَم زین تنگنای محنت آباد بلا

مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن

سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا

خود ندارد بی‌رخ تو زندگانی قیمتی

زندگانی بی‌رخ تو مرگ باشد با عنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳این حادثه بین که زاد ما را
  2. غزل شمارهٔ ۴کشیدم رنج بسیاری دریغا
  3. غزل شمارهٔ ۵ندیدم در جهان کامی دریغا
  4. غزل شمارهٔ ۶سر به سر از لطف جانی ساقیا
  5. غزل شمارهٔ ۷ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
  6. غزل شمارهٔ ۸مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
  7. غزل شمارهٔ ۹دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
  8. غزل شمارهٔ ۱۰به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.