پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

این حادثه بین که زاد ما را

وین واقعه کاوفتاد ما را

آن یار، که در میان جان است

بر گوشهٔ دل نهاد ما را

در خانهٔ ما نمی‌نهد پای

از دست مگر بداد ما را؟

روزی به سلام یا پیامی

آن یار نکرد یاد ما را

دانست که در غمیم بی او

از لطف نکرد شاد ما را

بر ما در لطف خود فرو بست

وز هجر دری گشاد ما را

خود مادر روزگار گویی

کز بهر فراق زاد ما را

ای کاش نزادی، ای عراقی

کز توست همه فساد ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵ندیدم در جهان کامی دریغا
  2. غزل شمارهٔ ۶سر به سر از لطف جانی ساقیا
  3. غزل شمارهٔ ۷ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
  4. غزل شمارهٔ ۸مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
  5. غزل شمارهٔ ۹دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
  6. غزل شمارهٔ ۱۰به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
  7. غزل شمارهٔ ۱۱چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲عراقی بار دیگر توبه بشکست
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.