پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲

ای دیده، بدار ماتم دل

کو در خطری فتاد مشکل

خون شد ز فراق یار و از یار

جز خون جگر دگر چه حاصل؟

عمری بتپید بر در یار

آن خسته جگر، چو مرغ بسمل

چون دید به عاقبت که دلدار

در خانهٔ او نکرد منزل

دل در پی وصل یار جان داد

و آن یار نشد، دریغ، حاصل

بر خاک درش فتاد و جان داد

آن قطرهٔ خون، که خوانیش دل

چون یاور نیست بخت با ما

از بهر چه می‌سرشتمان گل؟

ای کاش که بود ما نبودی!

کز بودن ماست کار باطل

ای یار، مبر ز من به یک بار

پیوسته ازین شکسته مگسل

در بحر فراق تو فتادم

دریاب، مگر فتم به ساحل

مگذار که هم چنین بماند

بیچاره عراقی از تو غافل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۴خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۵أکُئوس تلالات بمدام
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶از دل و جان عاشق زار توام
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷باز در دام بلا افتاده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۸ایندم منم که بیدل و بی‌یار مانده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۹یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۰ساقی، چو نمی‌دهی شرابم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۱دل گم شد، ازو نشان نیابم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.