پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارش

به کام دل همی نوشد، میِ لعلِ شکربارش

دلی دارم، مسلمانان! چو زلف یار، سودایی

همه در بند آن باشد که گردد گِردِ رخسارش

چه خوش باشد دل آن لحظ که در باغ جمال او

گهی گل چیند از رویش، گهی شِکر ز گفتارش

گهی در پای او غلتان چو زلف بی‌قرار او

گه‌از خال لبش سرمست همچون چشم خونخوارش

از آن خوش‌تر تماشایی تواند بود در عالم

که بیند دیدهٔ عاشق به خلوت روی دلدارش؟

چنان سرمست شد جانم، ز جام عشق جانانم

که تا روز قیامت هم نخواهی یافت هشیارش

بهار و باغ و گلزارِ عراقی روی جانان است

ز صد خلد برین خوش‌تر بهار و باغ و گلزارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۱نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳کردم گذری به میکده دوش
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۴باز غم بگرفت دامانم، دریغ
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۵حبذا عشق و حبذا عشاق
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۶بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.