پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲

ای مطرب درد، پرده بنواز

هان! از سر درد در ده آواز

تا سوخته‌ای دمی بنالد

تا شیفته‌ای شود سرافراز

هین! پرده بساز و خوش همی سوز

کان یار نشد هنوز دمساز

دلدار نساخت، چون نسوزم؟

سوزم، چو نساخت محرم راز

ماتم زده‌ام، چرا نگریم؟

محنت زده‌ام، چه می‌کنم ناز؟

ای یار، بساز تا بسوزم

یا با سوزم بساز و بنواز

یک جرعه ز جام عشق در ده

تا بو که رهانیم ز خود باز

ور سوختن من است رایت

من ساخته‌ام، بسوز و بگداز

گر یار نساخت، ای عراقی،

خیز از سر سوز نوحه آغاز

در درد گریز، کوست همدم

با سوز بساز، کوست همساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم عشقت جگر خون است باز
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶بی‌جمال تو، ای جهان افروز
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸در بزم قلندران قلاش
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۹تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارش
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۰بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۱نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.