پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱

بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر

خاکساری را به خاک اسپرده گیر

خسته‌ای از جور عشقت کشته دان

واله‌ای از عشق رویت مرده گیر

گر چنین خواهی کشیدن تیغ غم

جانم اندر تن چون خون افسرده گیر

چند خواهی کرد ازین جور و ستم؟

بی‌دلی از غم به جان آزرده گیر

برده‌ای، هوش دلم، اکنون مرا

نیم جانی مانده وین هم برده گیر

گر بخواهی کرد تیمار دلم

از غم و تیمار جانم خرده گیر

ور عراقی را تو ننوازی کنون

عالمی از بهر او آزرده گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳چون تو کردی حدیث عشق آغاز
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم عشقت جگر خون است باز
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶بی‌جمال تو، ای جهان افروز
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸در بزم قلندران قلاش
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارش
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۰بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.