پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹

بر درت افتاده‌ام خوار و حقیر

از کرم، افتاده‌ای را دست گیر

دردمندم، بر من مسکین نگر

تا شود درد دلم درمان پذیر

از تو نگریزد دل من یک زمان

کالبد را کی بود از جان گزیر؟

دایهٔ لطفت مرا در بر گرفت

داد جای مادرم صد گونه شیر

چون نیابم بوی مهرت یک نفس

از دل و جانم برآید صد نفیر

دل، که با وصلت چنان خو کرده بود

در کف هجرت کنون مانده است اسیر

باز هجرت قصد جانم می‌کند

کشته‌ای را بار دیگر کشته گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲ای مطرب درد، پرده بنواز
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳چون تو کردی حدیث عشق آغاز
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم عشقت جگر خون است باز
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶بی‌جمال تو، ای جهان افروز
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸در بزم قلندران قلاش
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.