پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲

نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار

نظارهٔ رخت از عاشقان دریغ مدار

اگر سزای جمال تو نیست دیده رواست

خیال روی تو باری ز جان دریغ مدار

به پرسش من رنجور اگر نمی‌آیی

عنایتی ز من ناتوان دریغ مدار

ز خوان وصل تو چون قانعم به دیداری

تو نیز این قدر از میهمان دریغ مدار

به من، که گرد درت چون سگان همی گردم

نواله گر ندهی، استخوان دریغ مدار

چو دوستان را بر تخت وصل بنشانی

ز من، که خاک توام، آستان دریغ مدار

چو با ندیمان جام شراب نوش کنی

نصیب جرعه‌ای از خاکیان دریغ مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴مرا از هر چه می‌بینم رخ دلدار اولی‌تر
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی‌تر
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶سر به سر از لطف جانی ای پسر
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹بر درت افتاده‌ام خوار و حقیر
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۰به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.