پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹

دل در گره زلف تو بستیم دگر بار

وز هر دو جهان مهر گسستیم دگربار

جام دو جهان پر ز می عشق تو دیدیم

خوردیم می و جام شکستیم دگربار

شاید که دگر نعرهٔ مستانه برآریم

کز جام می عشق تو مستیم دگربار

المنة لله که پس از محنت بسیار

با تو نفسی خوش بنشستیم دگربار

چون طرهٔ تو شیفتهٔ روی تو گشتیم

هیهات! که خورشید پرستیم دگربار

ما ترک مراد دل خودکام گرفتیم

تا هرچه کند دوست خوشستیم دگربار

با عشق تو ما راه خرابات گرفتیم

از صومعه و زهد برستیم دگربار

در بندگی زلف چلیپات بماندیم

زنار هم از زلف تو بستیم دگربار

تا راز دل ما نکند فاش عراقی

اینک دهن از گفت ببستیم دگربار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴مرا از هر چه می‌بینم رخ دلدار اولی‌تر
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی‌تر
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶سر به سر از لطف جانی ای پسر
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.