پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

مرا درد تو درمان می‌نماید

غم تو مرهم جان می‌نماید

مرا، کز جام عشقت مست باشم

وصال و هجر یکسان می‌نماید

چو من تن در بلای عشق دادم

همه دشوارم آسان می‌نماید

به جان من غم تو، شادمان باد،

هر آن لطفی که بتوان می‌نماید

اگر یک لحظه ننماید مرا سوز

دگر لحظه دو چندان می‌نماید

دلم با اینهمه انده، ز شادی

بهار و باغ و بستان می‌نماید

خیالت آشکارا می‌برد دل

اگر روی تو پنهان می‌نماید

لب لعل تو جانم می‌نوازد

بنفشه آب حیوان می‌نماید

ندانم تا چه خواهد فتنه انگیخت؟

که زلفش بس پریشان می‌نماید

به دوران تو زان تنگ است دل‌ها

که حسن تو فراوان می‌نماید

چو ذره در هوای مهر رویت

عراقی نیک حیران می‌نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰دل در گره زلف تو بستیم دگربار
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴مرا از هر چه می‌بینم رخ دلدار اولی‌تر
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی‌تر
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶سر به سر از لطف جانی ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.