پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵

صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آید

که بوی او شفای جان هر بیمار می‌آید

نسیم او مگر در باغ جلوه می‌دهد گل را

که آواز خوش بلبل ز هر سو زار می‌آید

مگر از زلف دلدارم صبا بویی به باغ آورد

که از باغ و گل و گلزار بوی یار می‌آید

از آن چون بلبل بی‌دل ز رنگ و بوی گل شادم

که از گلزار در چشمم رخ دلدار می‌آید

گر آید در نظر کس را به جز رخسار او رویی

مرا باری نظر دایم بر آن رخسار می‌آید

مرا از هرچه در عالم به چشم اندر نیامد هیچ

مگر آبی که در چشمم دمی صد بار می‌آید

چو اندر آب عکس یار خوشتر می‌شود پیدا

از آنروز آب در چشمم مگر بسیار می‌آید

جهان آب است و من در وی جمال یار می‌بینم

ازینجا خواب در چشمم مگر بسیار می‌آید

عراقی در چنین خوابی همی بیند چنان رویی

از آن در خاطرش هر دم هزاران کار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷مرا درد تو درمان می‌نماید
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸ای باد صبا، به کوی آن یار
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰دل در گره زلف تو بستیم دگربار
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴مرا از هر چه می‌بینم رخ دلدار اولی‌تر
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.