پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲

زان پیش که دل ز جان برآید

جان از تن ناتوان برآید

بنمای جمال، تا دهم جان

کان سود بر این زیان برآید

ای کاش به جان برآمدی کار

این کار کجا به جان برآید؟

کارم نه چنان فتاد مشکل

کان بی‌تو به این و آن برآید

هم از در تو گشایدم کار

کامم همه زان دهان برآید

بر درگهت آمدم به کاری

کان بر تو به رایگان برآید

نایافته جانم از تو بویی

مگذار که ناگهان برآید

بنواز به لطف جانم، آن دم

کز کالبدم روان برآید

کام دل خستهٔ عراقی

از لطف تو بی‌گمان برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶گهی درد تو درمان می‌نماید
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷مرا درد تو درمان می‌نماید
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸ای باد صبا، به کوی آن یار
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰دل در گره زلف تو بستیم دگربار
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.