پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱

مرا، گرچه ز غم جان می‌برآید

غم عشقت ز جانم خوشتر آید

درین تیمار گر یک دم غم تو

نپرسد حال من، جانم برآید

مرا شادی گهی باشد درین غم

که اندوه توام از در در آید

مرا یک ذره اندوه تو خوشتر

که یک عالم پر از سیم و زر آید

اگرچه هر کسی از غم گریزد

مرا چون جان ، غم تو درخور آید

مرا در سینه تاب انده تو

بسی خوشتر ز آب کوثر آید

چو سر در پای اندوه تو افکند

عراقی در دو عالم بر سر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳آخر این تیره شب هجر به پایان آید
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶گهی درد تو درمان می‌نماید
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷مرا درد تو درمان می‌نماید
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸ای باد صبا، به کوی آن یار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰دل در گره زلف تو بستیم دگربار
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.