فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱ هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
- غزل شمارهٔ ۲ ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
- غزل شمارهٔ ۳ این حادثه بین که زاد ما را
- غزل شمارهٔ ۴ کشیدم رنج بسیاری دریغا
- غزل شمارهٔ ۵ ندیدم در جهان کامی دریغا
- غزل شمارهٔ ۶ سر به سر از لطف جانی ساقیا
- غزل شمارهٔ ۷ ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
- غزل شمارهٔ ۸ مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
- غزل شمارهٔ ۹ دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
- غزل شمارهٔ ۱۰ به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
- غزل شمارهٔ ۱۱ چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
- غزل شمارهٔ ۱۲ عراقی بار دیگر توبه بشکست
- غزل شمارهٔ ۱۳ ساقی قدحی شراب در دست
- غزل شمارهٔ ۱۴ از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
- غزل شمارهٔ ۱۵ دو اسبه پیک نظر میدوانم از چپ و راست
- غزل شمارهٔ ۱۶ شوری ز شرابخانه برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۷ از میکده تا چه شور برخاست؟
- غزل شمارهٔ ۱۸ باز مرا در غمت واقعه جانی است
- غزل شمارهٔ ۱۹ ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
- غزل شمارهٔ ۲۰ ناگه از میکده فغان برخاست
- غزل شمارهٔ ۲۱ مهر مهر دلبری بر جان ماست
- غزل شمارهٔ ۲۲ چنین که حال من زار در خرابات است
- غزل شمارهٔ ۲۳ ندیدهام رخ خوب تو، روزکی چند است
- غزل شمارهٔ ۲۴ جانا، نظری، که دل فگار است
- غزل شمارهٔ ۲۵ دل، چو در دام عشق منظور است
- غزل شمارهٔ ۲۶ ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
- غزل شمارهٔ ۲۷ در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
- غزل شمارهٔ ۲۸ طرهٔ یار پریشان چه خوش است
- غزل شمارهٔ ۲۹ در سرم عشق تو سودایی خوش است
- غزل شمارهٔ ۳۰ رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
- غزل شمارهٔ ۳۱ شاد کن جان من، که غمگین است
- غزل شمارهٔ ۳۲ مشو، مشو، ز من خستهدل جدا ای دوست
- غزل شمارهٔ ۳۳ کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
- غزل شمارهٔ ۳۴ یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۳۵ جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
- غزل شمارهٔ ۳۶ هر دلی کو به عشق مایل نیست
- غزل شمارهٔ ۳۷ ساقی، ار جام می، دمادم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۸ عشق سیمرغ است، کو را دام نیست
- غزل شمارهٔ ۳۹ دل، که دائم عشق میورزید، رفت
- غزل شمارهٔ ۴۰ آه، به یکبارگی یار کم ما گرفت!
- غزل شمارهٔ ۴۱ باز هجر یار دامانم گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۲ مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
- غزل شمارهٔ ۴۳ کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
- غزل شمارهٔ ۴۴ هر که را جام می به دست افتاد
- غزل شمارهٔ ۴۵ باز دل از در تو دور افتاد
- غزل شمارهٔ ۴۶ عشق شوری در نهاد ما نهاد
- غزل شمارهٔ ۴۷ عشق شوقی در نهاد ما نهاد
- غزل شمارهٔ ۴۸ بر من، ای دل، بند جان نتوان نهاد
- غزل شمارهٔ ۴۹ بیرخت جان در میان نتوان نهاد
- غزل شمارهٔ ۵۰ هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
- غزل شمارهٔ ۵۱ بنمای به من رویت، یارات نمیافتد
- غزل شمارهٔ ۵۲ با شمع روی خوبان پروانهای چه سنجد؟
- غزل شمارهٔ ۵۳ با عشق عقلفرسا دیوانهای چه سنجد؟
- غزل شمارهٔ ۵۴ با عشق قرار در نگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۵ با عشق تو ناز در نگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۶ جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۷ امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۸ امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۹ در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۰ با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
متن اشعار به نقل از گنجور.