پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۱۴۱ الا ای که داری طمع پادشایی
  2. شمارهٔ ۱۱۴۲ تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمی‌دانی
  3. شمارهٔ ۱۱۴۳ غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری
  4. شمارهٔ ۱۱۴۴ ای نوش لب که داری خود آب زندگانی
  5. شمارهٔ ۱۱۴۵ تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی
  6. شمارهٔ ۱۱۴۶ سودای تو آتش زده در رخت صبوری
  7. شمارهٔ ۱۱۴۷ محتسب چند ز کین شیشه ما می‌شکنی
  8. شمارهٔ ۱۱۴۸ نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری
  9. شمارهٔ ۱۱۴۹ معجزه ببین که سروی و رفتار می‌کنی
  10. شمارهٔ ۱۱۵۰ ای که آگه نیستی از حال گوی
  11. شمارهٔ ۱۱۵۱ در چنگل بازی نکند خانه حمامی
  12. شمارهٔ ۱۱۵۲ رنگ ز خورشید عیان میبری
  13. شمارهٔ ۱۱۵۳ که گفت ای سرو سیمین‌تن به طرف باغ و بستان آی
  14. شمارهٔ ۱۱۵۴ شهری بود نکوئی و جانا تواش دری
  15. شمارهٔ ۱۱۵۵ ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی
  16. شمارهٔ ۱۱۵۶ عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاری
  17. شمارهٔ ۱۱۵۷ چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی
  18. شمارهٔ ۱۱۵۸ چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی
  19. شمارهٔ ۱۱۵۹ تو را که زیر لبان روح یک جهان داری
  20. شمارهٔ ۱۱۶۰ لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی
  21. شمارهٔ ۱۱۶۱ تا کی ای فتنه ایام زپا ننشینی
  22. شمارهٔ ۱۱۶۲ به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
  23. شمارهٔ ۱۱۶۳ درِ دکّان گشود حلوائی
  24. شمارهٔ ۱۱۶۴ من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی
  25. شمارهٔ ۱۱۶۵ لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
  26. شمارهٔ ۱۱۶۶ گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
  27. شمارهٔ ۱۱۶۷ روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
  28. شمارهٔ ۱۱۶۸ چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
  29. شمارهٔ ۱۱۶۹ مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی
  30. شمارهٔ ۱۱۷۰ سحر است بر کمان نه دل را زتیر آهی
  31. شمارهٔ ۱۱۷۱ ای که نخواندی آیتی خود ز کتاب دوستی
  32. شمارهٔ ۱۱۷۲ بود زمین و آسمان از دم مرتضی علی
  33. شمارهٔ ۱۱۷۳ تا که بتخانه را حرم کردی
  34. شمارهٔ ۱۱۷۴ دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی
  35. شمارهٔ ۱۱۷۵ بی‌غیر میسر شودت گر لب کشتی
  36. شمارهٔ ۱۱۷۶ تو شمع محفل انسی شب آمد در شبستان آی
  37. شمارهٔ ۱۱۷۷ تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری
  38. شمارهٔ ۱۱۷۸ ای آهوی تتاری نافه اگر نداری
  39. شمارهٔ ۱۱۷۹ پیر مغان گشود زرحمت در سرای
  40. شمارهٔ ۱۱۸۰ گر هر که را نهانی کاریست با نگاری
  41. شمارهٔ ۱۱۸۱ نشکفته است از چمن دلبری گلی
  42. شمارهٔ ۱۱۸۲ بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
  43. شمارهٔ ۱۱۸۳ ساقی بیار جامی از آن مایه خوشی
  44. شمارهٔ ۱۱۸۴ کند هر ملتی در بندگی بر قبله‌ای رویی
  45. شمارهٔ ۱۱۸۵ گر باد دی بگلشن دم میزند بسردی
  46. شمارهٔ ۱۱۸۶ ای دلبر هر جائیم امشب بکجائی
  47. شمارهٔ ۱۱۸۷ از وصل روی جانان امشب چو کامکاری
  48. شمارهٔ ۱۱۸۸ تا به کی بسمل خود را نگران میداری
  49. شمارهٔ ۱۱۸۹ بده ساقی از آن می ساتکینی
  50. شمارهٔ ۱۱۹۰ خرابم کردی ای ساقی که دیوانه خراب اولی
  51. شمارهٔ ۱۱۹۱ عکس زلفت چهره دودآلود دارد اندکی
  52. شمارهٔ ۱۱۹۲ خیز و بیار زآن خط و لعلم تو مشک و می
  53. شمارهٔ ۱۱۹۳ تو ای غزال سرائی چرا غزل نسرائی
  54. شمارهٔ ۱۱۹۴ در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی
  55. شمارهٔ ۱۱۹۵ نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری
  56. شمارهٔ ۱۱۹۶ بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی
  57. شمارهٔ ۱۱۹۷ هیچ دانی که چه با این دل شیدا کردی
  58. شمارهٔ ۱۱۹۸ ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی
  59. شمارهٔ ۱۱۹۹ متحیریم یا رب بکجاست خضر راهی
  60. شمارهٔ ۱۲۰۰ عاشق ز وصل عیش مهنا کند همی

متن اشعار به نقل از گنجور.