فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۱۴۱ الا ای که داری طمع پادشایی
- شمارهٔ ۱۱۴۲ تو ای سلطان خوبان جز ستمکاری نمیدانی
- شمارهٔ ۱۱۴۳ غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری
- شمارهٔ ۱۱۴۴ ای نوش لب که داری خود آب زندگانی
- شمارهٔ ۱۱۴۵ تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی
- شمارهٔ ۱۱۴۶ سودای تو آتش زده در رخت صبوری
- شمارهٔ ۱۱۴۷ محتسب چند ز کین شیشه ما میشکنی
- شمارهٔ ۱۱۴۸ نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری
- شمارهٔ ۱۱۴۹ معجزه ببین که سروی و رفتار میکنی
- شمارهٔ ۱۱۵۰ ای که آگه نیستی از حال گوی
- شمارهٔ ۱۱۵۱ در چنگل بازی نکند خانه حمامی
- شمارهٔ ۱۱۵۲ رنگ ز خورشید عیان میبری
- شمارهٔ ۱۱۵۳ که گفت ای سرو سیمینتن به طرف باغ و بستان آی
- شمارهٔ ۱۱۵۴ شهری بود نکوئی و جانا تواش دری
- شمارهٔ ۱۱۵۵ ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی
- شمارهٔ ۱۱۵۶ عمری به کعبه و دِیر بردیم انتظاری
- شمارهٔ ۱۱۵۷ چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی
- شمارهٔ ۱۱۵۸ چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی
- شمارهٔ ۱۱۵۹ تو را که زیر لبان روح یک جهان داری
- شمارهٔ ۱۱۶۰ لاله سرزد از دمن گل از چمن سبزه زجوی
- شمارهٔ ۱۱۶۱ تا کی ای فتنه ایام زپا ننشینی
- شمارهٔ ۱۱۶۲ به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
- شمارهٔ ۱۱۶۳ درِ دکّان گشود حلوائی
- شمارهٔ ۱۱۶۴ من جان سپر کنم چو تو شمشیر میزنی
- شمارهٔ ۱۱۶۵ لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
- شمارهٔ ۱۱۶۶ گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
- شمارهٔ ۱۱۶۷ روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
- شمارهٔ ۱۱۶۸ چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
- شمارهٔ ۱۱۶۹ مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی
- شمارهٔ ۱۱۷۰ سحر است بر کمان نه دل را زتیر آهی
- شمارهٔ ۱۱۷۱ ای که نخواندی آیتی خود ز کتاب دوستی
- شمارهٔ ۱۱۷۲ بود زمین و آسمان از دم مرتضی علی
- شمارهٔ ۱۱۷۳ تا که بتخانه را حرم کردی
- شمارهٔ ۱۱۷۴ دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی
- شمارهٔ ۱۱۷۵ بیغیر میسر شودت گر لب کشتی
- شمارهٔ ۱۱۷۶ تو شمع محفل انسی شب آمد در شبستان آی
- شمارهٔ ۱۱۷۷ تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری
- شمارهٔ ۱۱۷۸ ای آهوی تتاری نافه اگر نداری
- شمارهٔ ۱۱۷۹ پیر مغان گشود زرحمت در سرای
- شمارهٔ ۱۱۸۰ گر هر که را نهانی کاریست با نگاری
- شمارهٔ ۱۱۸۱ نشکفته است از چمن دلبری گلی
- شمارهٔ ۱۱۸۲ بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
- شمارهٔ ۱۱۸۳ ساقی بیار جامی از آن مایه خوشی
- شمارهٔ ۱۱۸۴ کند هر ملتی در بندگی بر قبلهای رویی
- شمارهٔ ۱۱۸۵ گر باد دی بگلشن دم میزند بسردی
- شمارهٔ ۱۱۸۶ ای دلبر هر جائیم امشب بکجائی
- شمارهٔ ۱۱۸۷ از وصل روی جانان امشب چو کامکاری
- شمارهٔ ۱۱۸۸ تا به کی بسمل خود را نگران میداری
- شمارهٔ ۱۱۸۹ بده ساقی از آن می ساتکینی
- شمارهٔ ۱۱۹۰ خرابم کردی ای ساقی که دیوانه خراب اولی
- شمارهٔ ۱۱۹۱ عکس زلفت چهره دودآلود دارد اندکی
- شمارهٔ ۱۱۹۲ خیز و بیار زآن خط و لعلم تو مشک و می
- شمارهٔ ۱۱۹۳ تو ای غزال سرائی چرا غزل نسرائی
- شمارهٔ ۱۱۹۴ در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی
- شمارهٔ ۱۱۹۵ نه آدمی نه فرشته نه حوری و نه پری
- شمارهٔ ۱۱۹۶ بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی
- شمارهٔ ۱۱۹۷ هیچ دانی که چه با این دل شیدا کردی
- شمارهٔ ۱۱۹۸ ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی
- شمارهٔ ۱۱۹۹ متحیریم یا رب بکجاست خضر راهی
- شمارهٔ ۱۲۰۰ عاشق ز وصل عیش مهنا کند همی
متن اشعار به نقل از گنجور.