پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۰

گر هر که را نهانی کاریست با نگاری

ما را نهان و پیدا جز عشق نیست کاری

نقش و نگار مانی نغز است و دلکش اما

حاشا که کرده تصویر ز این طرفه تر نگاری

خودکامی است از یار بوس و کنار جستن

هر کس که دوست خواهد از خود کند کناری

آب حیات و اکسیر آرم به ارمغانی

در کوی میفروشان گر افتدم گذاری

ظلمانیم ز شهوت، نورانی از محبت

بنوازی ار به نورم ور سوزیَم به ناری

بگسسته ار مهارم بیرون کی از قطارم

داری زمام امکان بر سر نهم مهاری

با یار در شبستان عاشق کند گلستان

گرچه بود زمستان سازد عیان بهاری

لیلا نماند و عذرا مجنون برفت و وامق

آن حسن و عشق دادند بر ما و گلعذاری

سهل است عشق‌بازی در چشم کامجویان

گر درد عشق داری افتاده سخت کاری

سلطان کشور عشق آشفته جز علی کیست؟

ناچار هست شاهی هر جا بود دیاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۲بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
  2. شمارهٔ ۱۱۸۳ساقی بیار جامی از آن مایه خوشی
  3. شمارهٔ ۱۱۸۴کند هر ملتی در بندگی بر قبله‌ای رویی
  4. شمارهٔ ۱۱۸۵گر باد دی بگلشن دم میزند بسردی
  5. شمارهٔ ۱۱۸۶ای دلبر هر جائیم امشب بکجائی
  6. شمارهٔ ۱۱۸۷از وصل روی جانان امشب چو کامکاری
  7. شمارهٔ ۱۱۸۸تا به کی بسمل خود را نگران میداری
  8. شمارهٔ ۱۱۸۹بده ساقی از آن می ساتکینی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.