پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۶

گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی

چون نیست با تو دست رس مردن به است از زندگی

میرم بخاک پای تو کامد بکیش اهل دل

در زیستن مرگم عیان درمردنم پایندگی

آن مه چو رفت از محفلم تاریک شد بزم دلم

گو مه مده نور ضیا اختر مکن تابندگی

ناید خداوندی از او ای بت پرست زشتخو

عمری که کردی پیش بت بیهوده صرف بندگی

ظلمات هجرم میکشد ای آب حیوان همتی

دستم بگیر ای خضر ره در حالت درماندگی

گرچه حیات خضر را نبود همه عالم بها

بی دوست هرگز این گهر دارد کجا ارزندگی

رفتی و جانم شد زتن بازآ چو روح اندر بدن

کاندر نثار مقدمت ترسم کشم شرمندگی

تخم امیدی کشته ام آشفته تا گیرم ثمر

ای ابر مژگان از توام باشد طمع بارندگی

یرغو برم پیش علی از ترکتازی بتان

تا گیردم داد از کرم وز نو ببخشد زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۸چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
  2. شمارهٔ ۱۱۶۹مه جبینان جهان خاک و تو خود افلاکی
  3. شمارهٔ ۱۱۷۰سحر است بر کمان نه دل را زتیر آهی
  4. شمارهٔ ۱۱۷۱ای که نخواندی آیتی خود ز کتاب دوستی
  5. شمارهٔ ۱۱۷۲بود زمین و آسمان از دم مرتضی علی
  6. شمارهٔ ۱۱۷۳تا که بتخانه را حرم کردی
  7. شمارهٔ ۱۱۷۴دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی
  8. شمارهٔ ۱۱۷۵بی‌غیر میسر شودت گر لب کشتی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.