پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۴

دل دردمند عاشق که زدوست داشت داغی

نه عجب زلاله و گل بودش اگر فراغی

نه برنگ لاله در باغ بگل بود مشابه

چه مشابهت بدل داشت اگر نداشت زاغی

چو بدید خط سبزت بلب تو خال زنگی

بشکر بگفت کز چیست مکان گرفته زاغی

تو که رفتی از شبستان و نداد نور ماهم

مگر آه سینه از برق فروزدم چراغی

همه جا خیام لیلی است بدشت خاطر تو

عجبم من از تو مجنون که زحی کنی سراغی

تو که ساقی بهشتی و بجام تست کوثر

چه کم ار کنی عنایت تو به تشنگان ایاغی

مستای هیچ آشفته بر علی تو کس را

بر آفتاب تابان چه کند چراغ راغی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۶تو شمع محفل انسی شب آمد در شبستان آی
  2. شمارهٔ ۱۱۷۷تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری
  3. شمارهٔ ۱۱۷۸ای آهوی تتاری نافه اگر نداری
  4. شمارهٔ ۱۱۷۹پیر مغان گشود زرحمت در سرای
  5. شمارهٔ ۱۱۸۰گر هر که را نهانی کاریست با نگاری
  6. شمارهٔ ۱۱۸۱نشکفته است از چمن دلبری گلی
  7. شمارهٔ ۱۱۸۲بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
  8. شمارهٔ ۱۱۸۳ساقی بیار جامی از آن مایه خوشی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.