پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۳

تا که بتخانه را حرم کردی

همه را عابد ای صنم کردی

تو که بت در بغل نهان داری

از چه رو سجده بر حرم کردی

تا گدای مغان شدی درویش

خویش را شاه محتشم کردی

در سفالین قدح فکندی می

کاس چوبینه جام جم کردی

سگ میخانه را شدی همرنگ

خود در آن خانه محترم کردی

جای لیلی است در دل مجنون

گر سراغش تو در حشم کردی

صوفی از وجد در طرب تو گمان

بنواهای زیر و بم کردی

آفت ترک و فتنه ای بعرب

رخنه در کشور عجم کردی

گرچه در گلخنی گرفتی جای

غیرت گلشن ارم کردی

از شکوفه صبا چو خازن شاه

دامن باغ پر درم کردی

شاه امکان علی که هستی را

بطفیلش خدا کرم کردی

جان آشفته را بشوی از زنگ

کش بدل مهر خود رقم کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۵بی‌غیر میسر شودت گر لب کشتی
  2. شمارهٔ ۱۱۷۶تو شمع محفل انسی شب آمد در شبستان آی
  3. شمارهٔ ۱۱۷۷تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری
  4. شمارهٔ ۱۱۷۸ای آهوی تتاری نافه اگر نداری
  5. شمارهٔ ۱۱۷۹پیر مغان گشود زرحمت در سرای
  6. شمارهٔ ۱۱۸۰گر هر که را نهانی کاریست با نگاری
  7. شمارهٔ ۱۱۸۱نشکفته است از چمن دلبری گلی
  8. شمارهٔ ۱۱۸۲بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.