پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۷

تو که از شعاع شمعش بدرون چراغ داری

زفروغ شمع انجم همه شب فراغ داری

تو که پر گلست باغت زهوای لاله رویان

چه سر تفرج گل چه هوای باغ داری

چه زنی چو سرو آزاد تو لاف سربلندی

که به بندگی عشقش تو چو لاله داغ داری

چه بری زساقی بزم تو منت ایاغی

که زساغر دو چشمم همه دور ایاغ داری

زچه روی روی به هامون بطلب مدام مجنون

تو که خیمه گاه لیلی بدرون سراغ داری

شنوی زمرغ عاشق تو اگر نوای عشقی

نه زصوت بلبلی خوش نه حذر ززاغ داری

ز چه رو فتادی آشفته به چاه ظلمت نفس

که ز مهر روی حیدر به دورن چراغ داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۹پیر مغان گشود زرحمت در سرای
  2. شمارهٔ ۱۱۸۰گر هر که را نهانی کاریست با نگاری
  3. شمارهٔ ۱۱۸۱نشکفته است از چمن دلبری گلی
  4. شمارهٔ ۱۱۸۲بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
  5. شمارهٔ ۱۱۸۳ساقی بیار جامی از آن مایه خوشی
  6. شمارهٔ ۱۱۸۴کند هر ملتی در بندگی بر قبله‌ای رویی
  7. شمارهٔ ۱۱۸۵گر باد دی بگلشن دم میزند بسردی
  8. شمارهٔ ۱۱۸۶ای دلبر هر جائیم امشب بکجائی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.