پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۱

الا ای که داری طمع پادشایی

نیائی چرا بر در دل گدائی

از این چار گوهر چه دیدی حکیما

بجز تندی و پستی و بد هوائی

زاوراق دفتر چه خواندی معلم

بآتش بسوز این کتاب ریائی

بدل طرح کردند اکسیر اعظم

که خاک در دل کند کیمیائی

نه هردل بود مخزن گنج حکمت

نه هر دل در او تافت نور خدائی

دل جوی بیگانه از دین و دانش

دلی جو که با عشق کرد آشنائی

شکسته دلی خسته مستمندی

که درمان نخواهد بجز بی دوائی

از آن دل مراد دل خویشتن جوی

که دستت بگیرد به بی دست و پائی

زدوران گرت عقده ای مانده در دل

بود گریه مفتاح مشگل گشائی

چه عشق است آشفته عشقی که ایزد

کند وصف الکبریاء و ردائی

کجا بار باشد بگلزار عشقت

زدام هوس تا نیابی رهائی

بسر داری ار شوق گلگشت جانان

تو ایمرغ جان از قفس کن جدائی

دلا خون شو از غم که خون است اول

در آخر شود نافه مشک ختائی

نه ای نی که پیوسته نالی بمحفل

نوا عاشقان را بود بی نوائی

وصی نبی اصل شاخ ولایت

علی زینت مسند کبریائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۳غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری
  2. شمارهٔ ۱۱۴۴ای نوش لب که داری خود آب زندگانی
  3. شمارهٔ ۱۱۴۵تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی
  4. شمارهٔ ۱۱۴۶سودای تو آتش زده در رخت صبوری
  5. شمارهٔ ۱۱۴۷محتسب چند ز کین شیشه ما می‌شکنی
  6. شمارهٔ ۱۱۴۸نافه بنافه دارد اگر آهوی تتاری
  7. شمارهٔ ۱۱۴۹معجزه ببین که سروی و رفتار می‌کنی
  8. شمارهٔ ۱۱۵۰ای که آگه نیستی از حال گوی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.