پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۷

هیچ دانی که چه با این دل شیدا کردی

صبر و دین طاقت و عقلش همه یغما کردی

داغ عشقی زدی‌اش زان خم گیسو به جبین

رانده‌اش از حرم و دیر و کلیسا کردی

می‌کشان خام شمارندم و زاهد خمار

وه که در مسجدم و میکده رسوا کردی

مردمان در طلب گوهر وصلت غواص

دیده از خون دلم غیرت دریا کردی

گاه فرهاد‌وَشم تلخ ز شیرین شد کام

گاه مجنون‌صفتم والهٔ لیلا کردی

گاه یوسف‌صفتم جانب زندان بردی

گاه رسوای جهانم چو زلیخا کردی

گاه چون ویس شدم بستهٔ دام رامین

گاه وامق‌صفتم طالب عذرا کردی

گه سمندر‌صفتم صبر بر آتش دادی

گاه از پرتو شمعی ز پرم واکردی

گاه خفاش‌صفت دشمن خورشید به جان

گه پرستندهٔ مهرم تو چو حربا کردی

سوختی گاه چو قبطی تنم از شعلهٔ طور

سینه‌ام گه ز شرر غیرت سینا کردی

گاه ناچار به درد دل بیمار و علیل

که به احیاء نفوسم چو مسیحا کردی

داشتم میل خردمندی و دانش چندی

باز آشفته‌ام از زلف چلیپا کردی

دل آشفته بود خانهٔ مهر حیدر

غدر تو با علی عالی اعلا کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۹متحیریم یا رب بکجاست خضر راهی
  2. شمارهٔ ۱۲۰۰عاشق ز وصل عیش مهنا کند همی
  3. شمارهٔ ۱۲۰۱ترک من از می اغیار مگر سرمستی
  4. شمارهٔ ۱۲۰۲ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری
  5. شمارهٔ ۱۲۰۳هر کجا انجمن برافروزی
  6. شمارهٔ ۱۲۰۴دلا تو پند ز احباب خویش نشنفتی
  7. شمارهٔ ۱۲۰۵چه پیمان است و بدعهدی که ای پیمان شکن داری
  8. شمارهٔ ۱۲۰۶چه غمت اگر ای خم زلف که زنگی و سیاهی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.